السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
53
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
رعايت كنند ، دارايى و زنان مىباشند ، زيرا اين دو سبب دشمنى و جنگ بين مردمان است ، پس بايد در اين دو شريك يكديگر باشند تا ريشهء دشمنى بركنده شود . وى تقسيم كردن دارايى توانگران را بين فقرا واجب مىدانسته ، و لذا تنگدستان با استفاده از اين اعتقاد او فرصت را غنيمت شمرده ، با وى همدست شدند به طورى كه كار ايشان قوّت گرفت تا جايى كه كسى را ياراى منع ايشان نبود . به خانهها مىريختند و به زن و دارايى مردمان دست درازى مىكردند . . . تا آنجا كه نه پدرى فرزند خود را مىشناخت و نه پسرى پدر خويش را ، و نه ثروتى براى كسى باقى مانده بود . . . » . سپس احمد امين نقل مىكند كه اين آيين تا زمان گسترش اسلام و تا آخر خلافت بنى اميّه ، در بين بعضى از روستانشينان ايران باقى بوده است . پس از بيان اين مطلب مىگويد : « ما ميان رأى ابوذر و رأى مزدك در جهت مالى شباهت كاملى مىيابيم ، زيرا طبرى مىگويد كه ابوذر در شام قيام نموده ، شعار مىداد و مىگفت : اى توانگران با تنگدستان مواسات كنيد ؛ و مىخواند : « الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ » . « 1 » و آنقدر اين شعارها را تكرار كرد كه تنگدستان آن را دستاويز خود قرار داده ، مساوات را بر ثروتمندان واجب مىشمردند تا آن جا كه توانگران از اين چيرگى به شكايت برخاستند ، و معاويه از بيم آن كه مبادا ابوذر مردم شام را بر وى بشوراند ، او را نزد عثمان به مدينه فرستاد . عثمان از ابوذر پرسيد : چرا مردم از زباندرازى تو شكايت دارند ؟ ابوذر گفت : سزاوار نيست ثروتمندان ثروت خود را نگهدارى كنند . از اين جريان معلوم مىشود كه طرز فكر ابوذر با نظريهء مزدك در خصوص ثروت بسيار نزديك است . در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه ابوذر اين طرز فكر را از كه آموخته است ؟
--> ( 1 ) . « آنان را كه زر و سيم اندوخته و در راه خدا نمىبخشند مژده ده كه افزارى از آتش براى داغ كردن پيشانى و پهلوهاى ايشان آماده است » .